دوشنبه، تیر ۰۶، ۱۳۹۰

هوای پادشاه گردشی؟؟!!

دیروز در وبلاگ سرور جوادی مطلبی را خواندم با عنوان هوای پادشاه گردشی که با توجه به هوای این روزهای کابل و اوضاع جاری در کشور و پیوند آن با افسانه هایی که در کودکی شنیده است سقوط این حکومت را دور نمی بیند.
این روزها هوا در بامیان هم به گونه ای دیگر است. دیگر از آن طراوت و پاکی هوا در بامیان خبری نیست.کوه ها دیده نمی شوند و همه چیز غبار گرفته و تار است. به هر چیز که کمی دور تر است نگاه می کنی مبهم و تاریک به نظر می رسد.خاک باد است و همه چیز غبار آلود به نظر می آید.
یادم نمی آید که بامیان این گونه هوا هم داشته باشد. این روزهایش بسیار تر و تازه بودند و سرشار از هوای پاک. حالا چه شده است که هر طرف نگاه میکنی یک لایه خاک بر همه چیز نشسته است و از آن آفتاب روشن و صریح خبری نیست؟؟!

اگر پادشاه گردشی است یا هر چیز دیگر فقط امیدوارم از کرزی به ملا عمر گردش نکند.
خدایا خیر!

...

یکشنبه، تیر ۰۵، ۱۳۹۰

کابل رفتن هم به رویاها پیوست!!!!

از آنجایی که مردم بامیان برای رفتن به کابل دو راه بیشتر ندارند یا باید از دره غوربند بگذرند یا از میدان شهر وردک.
و همان طور که می دانیم این روزها مسیر غوربند توسط برادران محترم جلالتمآب کرزی به روی مردم بسته شده و عبور و مروراز آنجا غیر ممکن است.
فقط یک راه مانده است و آن هم از میدان شهر ولایت وردک می گذرد که متاسفانه این روزها در آن مسیر هم شاهد وقایع ناگواری هستیم.
هفته گذشته یک موتر لین کابل بامیان با یک ماین کنار جاده برخورد کرد و تمام مسافران موتر زخمی شدند که در نهایت یک دختر 13 ساله از میان زخمی ها از بین رفت.
حالا هر روز (راست و دروغ) می شنویم که یک موتر دیگر هم بر روی ماین رفت. فلانی زخمی شد. فلانی کشته شد.
برادران (راضی یا ناراضی) کرزی حلقه محاصره را تنگ تر کرده اند و حالا کم کم کابل رفتن برای مردم بامیان می رود که به رویاها بپیوندد.
کسانی می گفتند که قرار است پروازهای کام ایر به بامیان بیاید و حالاکه راه زمین را بر ما بسته اند شاید از طریق هوا بشود رفت که آن هم بنا به گفته بعضی منابع کنسل شده است و دیگر خبری از کام ایر هم نخواهد بود.
...

سه‌شنبه، خرداد ۱۷، ۱۳۹۰

چتر زیر سنگینی اندوه شکست!

امروز صبح ساعت یازده مثل همیشه تلویزیون روشن بود و اخبار طلوع را می دیدم. خبر دوم خبری بود مربوط به پیدا شدن چهار جنازه در ولسوالی سیاه گرد پروان و اینکه طبق اخبار تایید نشده ممکن است یکی از آنها جواد ضحاک باشد اما هنوز تایید نشده بود.

ناگهان دلم یک جوری شد. احساس ضعف می کردم و در دلم خدا خدا می کردم که هیچ وقت این خبر تایید نشود اما با کمال تاسف و تالم ساعاتی پیش این خبر تایید شد و مردم را در غم بزرگ از دست دادن یکی از شیرمردان روزگار فرو برد.

روحش شاد!

...

چهارشنبه، خرداد ۰۴، ۱۳۹۰

باز هم اینترنت در بامیان

...
دو سال قبل بی بی سی آمد و مستند یا گزارشی درباره اینترنت و وبلاگ در بامیان ساخت و رفت.
حالا دوستان دیگری آمدند و باز هم وبلاگ و وبلاگ نویسان بامیان را زیر ذره بین گرفته اند.
وبلاگ نویسان در بامیان زیاد هستند و خبرهای این ولایت دور و از یاد رفته را به همه جای دنیا می پراکنند و حالا بامیان علاوه بر بودا و بند امیر وبلاگ نویسان بنام هم دارد.
چرا وبلاگ نویسی در این جای کوچک و بدون برق و اینترنت به طور وسیع اینقدر رشد کرده است؟
سئوالی است که دوستان فیلمساز از ما می پرسند.

...

یکشنبه، اردیبهشت ۲۵، ۱۳۹۰

بدترین جا برای زن بودن

ما اینجا هستیم. بدترین جا برای زن بودن! بدترین جا برای آدم بودن! بدترین جا برای برای بودن! بدترین جا برای ...

طبق یک پژوهش که به تازگی توسط سازمان حمایت از کودکان نشر شده است افغانستان با 45 سال امید به زندگی (پایین ترین امید به زندگی در جهان) و 5 سال تحصیل برای هر زن بدترین جا برای زندگی زنان اعلام شده است. البته این آمار به طور میانگین ارائه شده است و من فکر میکنم اوضاع خیلی بدتر از آن چیزی است که در این تحقیق آمده است.
افغانستان در پایین ترین رده و استرالیا در بالاترین رده قرار دارد و نکته جالب و حتی خنده دار این است که مشارکت سیاسی زنان یا همان درصد کرسی های اشغال شده در پارلمان توسط زنان در افغانستان و استرالیا برایر است که 28 درصد می باشد.
این 28 درصد با آن 28 درصد قابل مقایسه است؟؟؟؟

برای دیدن اصل گزارش می توانید به لینک زیر مراجعه کنید:
http://www.bbc.co.uk/persian/afghanistan/2011/05/110513_l78_afghan_mothers.shtml

...

شنبه، اردیبهشت ۲۴، ۱۳۹۰

محو خشونت علیه زنان؟؟؟؟؟

من در یک دفتر حقوقی کار می کنم و به تازگی رئیس دفتر ما تبدیل شده است. رئیس جدید جوانی است خرد سن و از قوم پشتون.
امروز درباره مسأله ای صحبت به قانون محو خشونت علیه زنان کشید و من با او درباره این قانون صحبت کردم. در کمال تعجب دیدم که رئیس ما می گوید این قانون برای افغانستان قانون مناسبی نیست. مرد حق دارد زنش را از رفتن به خانه اقارب دور منع کند شاید خوشش نیاید زنش به خانه بچه کاکایش برود و... در حالیکه انتظار شنیدن چنین چیزی را از او نداشتم گفتم پس خانم شما هم حق دارد به شما بگوید خانه دختر مامایت نرو چون من از او خوشم نمی آید اما او گفت نه خانمم حق ندارد چنین چیزی بگوید. او استدلال می کرد و من هم چنان مخالف بودم و دلایل خودم را می گفتم تا اینکه او در نهایت صحبت را به اینجا رساند که اگر به جز خداوند سجده بر دیگری جایز بود زنان باید در برابر شوهرانشان سجده می کردند !!!!!!؟؟؟؟؟


...

چهارشنبه، فروردین ۰۳، ۱۳۹۰

نوروز در بامیان

سال 1389 به پایان رسید و روز از نو ، روزی از نو!

و نوروزی دیگر !
امسال هم ، چون سالهای دیگر روز اول نوروز با بالا شدن جَنده ( یا توغ به معنای درفش و عَلَم ) در زیارتگاه ها آغاز گردید.
زنان و مردان با شور و شوق فراوان و دست های حناکرده و لباس های رنگارنگ به میر هاشم و میر سید علی یخسوز ( دو زیارتگاه مشهورمرکزبامیان ) رفته و بعد از شنیدن سخنرانی ها با بالا شدن جنده ، نو شدن سال را جشن گرفتند.
بعد از ظهر نوروز هم برنامه اکوتوریزم بامیان سومین جشنواره نوروزی خود را بر پا کرده بود که همچون سالهای گذشته با استقبال شدید مردم روبرو شد.
برنامه اکوتوریزم نمایشگاه صنایع دستی و خوراکی را هم در کاروانسرایی رو بروی بودای بزرگ برپا کرده بود که آنجا هم مملو از بازدید کنندگان داخلی و خارجی بود.
شب قبل از نوروز این نمایشگاه با حضور جمعی از رؤسای دولتی و ژورنالیستان و باشندگان بامیان افتتاح شد که در آغاز با نور افکنی بر بودای بزرگ توسط پی آر تی بامیان (نیوزیلندی ها) همراه گردید.
تنوع نمایشگاه امسال بیش از سالهای گذشته بود اما برنامه های جشنواره به خوبی سالهای گذشته نبود (البته به نظر من ) .

صلصال نورانی










حضور پر رنگ مردم در جشنواره نوروزی



نمایشگاه صنایع دستی




...