یکشنبه، آذر ۱۳، ۱۳۹۰

جامعه مدنی،اعتراض مدنی

دیروز جمعی از فعالین مدنی بامیان در اعتراض به عملی که روز پنجشنبه در بازار بامیان اتافاق افتاده بود دست به اعتراضی مسالمت آمیز زدند و از تمامی مقامات،مسئولین،افراد پولیس و شهروندان بامیان خواستند تا بعد از این باید قانون برای همگان مساوی باشد.


...

۸ نظر:

رفیعی گفت...

بامیان مدنی ترین شهرما می باشد .

رفیعی گفت...

بسیار خوب بود . بامیان مدننی ترین شهرما می باشد

ben گفت...

واقعا باید مردم هوشیار باشند
و شما هم یکی از کسانی هستید که باعث هوشیاری مردم هستید من ممنون هستم از شما ,

م. رضایی / نروژ گفت...

مردم، فرهنگیان و تک تک اعضای جامعه ما چه در بامیان و چه در نقاط دور و نزدیک سرزمین ما، این عکس العمل و حرکت، و حرکتهای مشابه از جانب شما بسیار شایسته و ارزشمند است.
وقتی که قانون باشد ولی عمل به آن نباشد، وقتی که خدمت و خدمتگذاری اجتماعی در جایگاه و مسوئلیتهای اداری، نظامی، خدماتی... اشتباهاً یا عمداً برای منافع شخصی/گروهی عده ای پیش برده شود و برابری، شرافت انسانی، وجدان و عدالت فردی/اجتماعی ارزش گذاشته نشود، آن جامعه هیچوقت به سوی پیشرفت، آسایش و ترقی گام نخواهد نهاد.
متاسفانه اکثر مسئولین، در اداره مربوطه شان، در وجودشان احساس مسئولیت و خدمتگذاری به جامعه را ندارند و قبول نمی کنند که آن منصب و مسئولیت فقط یک امانت از سوی همان مردم و جامعه ای می باشد که او نیز جزئی از آن است، و قدرت و صلاحیت در آن مسئولیت نیز از آن مردم می باشد.

آیا می دانید در جوامع پیشرفته مانند جاپان، اکثر کشورهای اروپایی، آمریکا و... چطور به این مرحله از ترقی و مدنیت رسیده اند؟ در این جوامع مسئولیتها و وظایف شغلی به صورت یک مسئولیت می باشد که هرچه رتبه ی آن وطیفه بالاتر باشد، مسئولیت آن نیز سنگینتر و دشوارتر نیز می باشد، ولی فردی که مسئول اجرای خدمت در آن رتبه است، هرگز به آن فخر نمی کند و اجازه داده نمی شود تا از وظیفه ی خود به عنوان قدرت و نفوذ خود استفاده نماید. وقتی که در این کشورها به یک اداره، فروشگاه، دفتر، بانک و... بروید، به سختی خواهید فهمید که از میان کارمندان شان کدام رئیس است و کدام کارمند معمولی و یا کدام کارمند نظافتگر است!! چرا که همه شان می بایست در مقابل مردم رفتار و برخورد یکسان داشته باشند و اینطور نیست که رئیس به ریاستش فخر نماید و یا کارمند نظافتگر از وظیفه اش شرم داشته باشد و دیگران نیز بر طبق موقوف رتبه ی کاری شخص به آن احترام بگذارند، بلکه همه یکسان هستند.

من این شجاعت، بیداری و هوشیاری فعالین مدنی و مردم بامیان را ستایش می کنم، و امیدوارم که مردم ما نه تنها در بامیان، بلکه در ولایات و مناطق دیگر نیز در مقابل تخطی گران و مجرمانی که از منصب خود سوء استفاده می کنند، به همین هوشیاری و شجاعت عکس العمل نشان دهند. در نقد این اعتراض، بعضی دوستان متاسفانه با عینک تنگ منطقه ای، گروهی و یا قومی و... علیه آن موضع گیری می نمایند. امیدوارم که منافع کلان اجتماعی هیچگاهی فدای منافع فردی/گروهی نشود.

به نظر اهل قانون، عدالت و کسانی که خواهان یک جامعه مترقی، دارای امنیت و مرفه هستند، همین عکس العملها و حرکتهای کوچک هستند که اساس و بنیان تضمینِ آسایش، ایمینی و ترقی فرد، فرد امروزی و فردای یک جامعه را به ارمغان می آورد.
بعضی ها می گویند که این اعتراض بر ضد والی و تخریب وی بوده است! به نظر من مسئولین، مافوقِ مسئولین و شرکای آنها که عمداً یا اشتباهاً مرتکب قانون شکنی و ستمگری بالای جامعه می شوند و یا کم کاری می نمایند و در صدد حمایت خطاکار هستند، وظیفه ی مردم است که انتقاد، اعتراض و جلوگیری نسبت به فرد و یا گروهِ مذکور را هرچه زودتر اقدام کنند تا در آینده دیگر چنین کارهایی تکرار نشود.
والی فعلی بامیان، گرچه کوشش نموده کار نماید، ولی به جای آنکه کارهای عملی و زیربنایی را برای بامیان در این مدت مسئولیت خود انجام داده باشد، بیشتر اجرا کننده منافع خط مشی دولتِ قومی/فاشیستی کرزی بوده و یا با سوء استفاده از نام بامیان و موقوف "والی بامیان" کوشش نموده استفاده ی شخصی نماید، در طی این سالیان خانم سرابی با دعوتهای شخصی از آدرس "والی بامیان" کوشش نموده تا خود، اطرافاین و قوم نزدیک خود را در ملاقاتهایی با مقامات افغانستانی، لورا بوش، مقامات نیوزلندی، مقامات آمریکایی، سفرا و مقامات خارجی و... فقط خود را مطرح نماید و با خود نمایی از کارکردهای کوچکش، باعث جلوگیری ارتباط مستقیم مردم و نمایندگان بامیان با نهادهای ملی و بین المللی شود، البته بعضی کارهای سمبولیک را نیز انجام داده اند که نسبت به کارهای کلان دیگر مسئولین و والیان خیلی کم است.
روی سخن من در اینجا این است که بامیان ظرفیت و پتانسیل بالایی برای پیشرفت و ترقی داشت، چه از نظر اقتصادی و پروژه های زیربنایی و چه از نظر امنیتی/نظامی می توانست یکی از پایگاه های مهم مردم هزاره در حال و آینده باشد، و این حق مردم هزارستان بود تا چه از لحاظ جغرافیایی و چه از لحاظ جمعیتی حداقل یکی از پایگاه های نظامی اصلی آمریکایی ها که دارای تجهیزات سنگین نظامی است، در این ولایت باشد، تا مردم مناطق مرکزی در مواقع حمله متجاوزین، توان دفاعی را می داشتند.
البته این بر می گردد به سستی و بی خاصیتی رهبران ما و البته که والیان ما نیز، به خصوص والی بامیان که نتوانسته از فرصتهای این سالها به نفع مردم این ولایت و ولایات هزاره نشین همجوار استفاده نماید.

پرویز قرین گفت...

سلام بتول عزیز
خوشحالم که وبلاگتان را یافتم
نبشته ها و عکسهای جالبی داری
موفق باشی گرامی
از من هم خبری بگیر

پرویز قرین گفت...

شاوا



چیمایمه خسته یَن


یک لَزه آودیده، یک لَزه اینتیظار



اِنمی تقسیمی چیمایمه


از اِی لیگَد مَنده دنیا



سفیدی...

ناشناس گفت...

تشکر خواهر محترم ازاین که واقعیت های جامعه رابیان داشتی ، این خود کمک بزرگی برای مردم بامیان است

کاظمی از قم

Ali Mohaqiq گفت...

جامعه مدنی چشم و چراغ جامعه